احمد بن محمد حسينى اردكانى
414
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
غذا در جسم مغتذي به جاى آنچه به تحليل رفته است نيست ، و همچنين معنى نمو ازدياد مقدار جسم به مداخلهء اجسام خارجه در آن نيست ، بلكه مجاورت اجسام رطبه كه مناسب جسم حيوانى و نباتى است آن را مهيّا مىگرداند كه از قوّهء نفسانيّه بر آن فايض گردد چيزى كه مقدار شخصى آن را باقى دارد يا آن را كامل گرداند به قدر حاجت در هر وقتى . پس حركت كميّهء حاصلهء براى اجسام نباتيّه عبارت است از توارد مقادير بر وجه اتّصال و استمرار از قوّهء فاعله بر مادّهء قابله . و اگر تغذّى به مداخلهء جسم غريب باشد براى مغتذى ، جسم واحد شخصى باقى نخواهد بود . و همچنين در نمو اگر به زيادتى ورود بدل از ما يتحلّل بوده باشد بايد كه موضوع حركت در نمو شىء واحد شخصى نبوده باشد . « 1 » فصل چهارم در تحقيق قوّه مولّده شيخ در قانون مىگويد كه قوّهء مولّده دو قوّهء است : يكى آن است كه فضلهء هضم رابع را منى مىگرداند ، [ 358 ] خواه عملش در تمام اعضا باشد ، چنان كه بقراط و تابعانش گفتهاند ، و خواه در انثيين ، چنان كه ارسطو گفته است . و ديگر آن است كه هر جزو از منى را در رحم مهيّاى عضو مخصوص مىگرداند . امّا بنا بر قولى كه منى متخالف الأمزجه و متشابه الامتزاج است ، چنان كه مذهب بقراط است ، تمزيجات مخصوص به هر عضوى را تميز مىدهد و هر يك را مخصوص به عضوى خاص مىگرداند . و امّا بنا بر قولى كه هم در امزجه و هم در امتزاج متشابه باشد ، چنان كه رأى ارسطو است ، هر جزوى را مستعدّ عضوى مىگرداند به واسطهء اختلاف اوضاع اجزا نسبت به رحم و غير آن از اسباب خفيّه . و اين قوّه را مغيّره مىنامند ، چنان كه يكى از قواى ثلاث غاذيه نيز به مغيّره موسوم است . و به اعتبار ملاحظه در شخص واحد مغيّره در منى را مغيّرهء اولى مىگويند ، و مغيّره در غاذيه را مغيّرهء ثانيه . و بنا بر اين وحدت قوّهء مولّده مانند وحدت قوّهء غاذيه اعتبارى خواهد بود . اگر چه
--> ( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، الأسفار ، ج 8 ، ص 88 - 90 .